جمکده

شعر نمایشنامه و داستان- ترانه-سفارش شعر -ترانه- طنز - نمایشنامه و داستان پذیرفته می شود

جمکده

شعر نمایشنامه و داستان- ترانه-سفارش شعر -ترانه- طنز - نمایشنامه و داستان پذیرفته می شود

شوخی با ............

شوخــــــــــــــــــــــــــــــــــی با همه  غیر از ............

 

شوخی با مدیران در استقبال از عید

 

عید، باز آمد و ما کارکنان

همچو طوفان خزان در بدریم

پیش فرزند و عیال و مردم

جمله وا رفته و شر منده تریم

زان همه بن که به ما ها دادند

مانده در انکه چه باید بخریم؟:!

خبری نیست ز ما موریت

کاش می شد که به صحرا بچریم!

از اضافی چه بگویم در کار

که نگویند پی شور و شریم

لیکن از غربت و از بی پولی

بی دل و بی رمق و بال و پریم

بشنو ، طنز (جم) ای اهل  ادب

که من و ما و شما هم بشریم

ای که ارقام حقوقت بالاست

نکنه فکر کنی کور و کریم

همه گویند  مدیران پدرند

لیکن احساس شود ..........................

 

 

الهی گر که دختر می دهی خویش 

جهازش  را مهیا  کن     تو از  پیش

جهازی ده که شویش  دوست دارد

و مادر شوهــرش  کمــتر زند  نیش

 

 

 

 

              گرانی

 

 

 

گله دارم من از ا و ضاع زمان

نگرانم   ، نگرانم       ، نگران

آب  این مایه  هستی  امسال

شده  چون  شربت  آلبالو گران

میپرد  برق  ز سر  گر  آید

قبض برقی که بود قیمت جان

بارها  گفته ام  و  می گویم

تلفن  میشکند   قامتمان

عجب از قیمت غلات و برنج

پر در آورده مگر قیمت نان

می تکد گوشت ز جان مردم

آدم  گشنه  ندارد  ایمان

مرغ گویا شده هموزن طلا

ای خوشا گوشت اگر بود ارزان

کیست تا بلکه کند معجزه ای

تا بگردیم  دگر باره  جوان

میوه بس جور کند بر مرد م

شرم  کن  مدعی  از قیمت آن

این شعر را در زمانی که گرانی بوده  از خودم در وکردم

به کسی بر نخورد

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد