جمکده

شعر نمایشنامه و داستان- ترانه-سفارش شعر -ترانه- طنز - نمایشنامه و داستان پذیرفته می شود

جمکده

شعر نمایشنامه و داستان- ترانه-سفارش شعر -ترانه- طنز - نمایشنامه و داستان پذیرفته می شود

سکوت ۲۲/۹/۸۴

زهر سکوتی که جهان را گرفت

قدرت پای همگان را گرفت

پر شد از این درد نهانی جهان

جای همه شک و گمان را گرفت

سنگنویس دل کوه سکوت

فدمت پیدا و نهان را گرفت

چهره آئینه  ژرفای آب

نکهت دیرین زمان را گرفت

قاب پر از رنگ و ریای زمان 

ساز دل تنگ شبان  را گرفت

شعر سکوت و غم( جاوید جم  )

زمزمه پیر و جوان را گرفت

21/9/84

 

 

دشت نگاه من اگر باز بود

فعل سکوت لب من راز بود

گر که دلی پر زخدا داشتم

دست من انگیزه پرواز بود

21/9/84

 

 سوخت سراسر بدنم را سکوت

چاک زده پیرهنم را سکوت

 کاش که این مهر عزا می شکست

آبله رو کرده تنم را سکوت

21/9/84

 

 چهره بر افروخته ایم ازسکوت

 دیده به در دوخته ایم از سکوت  

کار من و ما و شما دشمنی است

ما همگی سوخته ایم از سکوت

21/9/84

 

 

 

 

رخنه به آغاز ندارد کسی

چشم و دل باز ندارد کسی

راز خداوند جهان را گرفت

میل به این ناز ندارد کسی

21/9/84

 

 دست من از دست تو کوتاهتر

پای من از پای تو بیراهتر

 چشم و زبان و دل ماها یکی است

گرچه که روی تو بود ماهتر

21/9/84

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد