جمکده

شعر نمایشنامه و داستان- ترانه-سفارش شعر -ترانه- طنز - نمایشنامه و داستان پذیرفته می شود

جمکده

شعر نمایشنامه و داستان- ترانه-سفارش شعر -ترانه- طنز - نمایشنامه و داستان پذیرفته می شود

نکاتی از کتاب نگاهی به تاریخ جهان نهرو

نگاهی به تاریخ جهان  از جواهر لعل نهرو

  بهترین راه برای اینکه  چه چیز درست است چه چیز نادرست  و اینکه چه باید کرد و چه نباید کرد  این نیست که دیگران را موعظه کنیم  و اندرز بدهیم  بلکه این است که با دیگران  صحبت و گفتگو کنیم  زیرا از مباحثه و گفتگو است  که گاهی مختصری حقیقت نمایان می شودو جلوه می کند .

 

گاه مردمی که در حالت عادی بیشتر به فکر کارهای روزمره خویش هستند  از اعتقاد به یک منظور و هدف بزرگ لبریز می شوند  و در آن وقت حتی مردان  و زنان عادی هم  به قهرمانان نامدار مبدل می گردند  و تاریخ صورت هیجان انگیزی به خود می گیرد  و تحول می پذیرد .

 

-- لنین در سال 1917 انقلاب بزرگ روسیه  را آغاز کرد و قیافه روسیه و سیبری را دگرگون ساخت .

 

--به مهاتما گاندی  لقب پاپوچی (پدر محترم ) داده بودند .

 

 اگر دلیر و با شهامت و نیکوکار باشید  هرگز ترس نخواهید داشت  و کاری نخواهید کرد که از آن شرمسار و سر افکنده شوید .

 

 خواندن تاریخ بسیار خوب است  اما کمک کردن برای به وجود آمدن  تاریخ از آن جداب تر و جالب تر است .

 

 در یک دنیای زنده هیچ چیز نمی تواند  بدون تغییر باقی بماند . سراسر طبیعت روز به روز  دقیقه به دقیقه عوض می شود  و تغییر می پذیرد  فقط مرده ها هستند که رشد نمی کنند  و ساکت و بی حرکت می باشند .

 

 آب تا وقتی که جاری و در حرکت است  تازه و پاک می ماند و اگر آن را متوقف سازیم  کم کم فاسد و گندیده می شود . زندگی انسان  و زندگی یک ملت نیز چنین است .

 

-- آریائیها  سکاها هون ها عرب ها مغول ها  ترک ها  هرکدام از یک قسمت آسیا بوده اند  و بعد در سایر قسمتهای آسیا و اروپا  پراکنده شده اند .

 

-- تنها راه کامیاب شدن  و لذت بردن از زندگی  بی باک بودن و ترس نداشتن  و دلسرد نشدن  از شکست ها و ناکامی ها  است  زیرا شکست و ناکامی  نیز از کسانی که شجاع و دلیرند  و از چیزی باک ندارند  دوری می کنند .

 

-- در حدود همان زمانی که تمدن کنوسوس  و شهر کنوسوس  نابود شد  شائول پادشاه اسرائیل بود  که قسمتی از سرزمین فلسطین  به شمار می رفت  بعد ها داوود و بعد از او سلیمان که شهرت خردمندی فراوانی داشت به سلطنت  بنی اسرائیل رسیدند .

 

 کتاب مقدس تورات در فلسطین به وجود آمده است  و این کتاب  سرگذشت قبائل  یهودیان است که در این سرزمین  کوچک زندگی می کرده اند .

 

 -- مردمان می آیند و می روند  دولتها و امپراطوریها  هر یک مدتی بر آنها حکومت می کنند  و بعد نابود می شوند  و به آغوش گذشته ها می روند  اما سنت ها  و آداب و رسوم  دوام پیدا می کنند  و نسل اندر نسل مردم به دنبال هم آنها را می پذیرند و اجرا می کنند .  سنت ها اغلب چیزهای بسیار خوبی در خود دارند  اما گاهی هم بصورت یک زنجیر سنگین و هولناک  در می آیند که پیشرفت ما را به جلو دشوار می سازند .

 

-- اگر می خواهیم به یک کار جدی و اساسی  بپردازیم  باید سعی کنیم   که بر فکر خود نیز مسلط گردیم .

 

 هرچه مراسم مذهبی بیشتر باشد  وضع روحانیون بهتر و کار آنها با رونق تر  می شود .

 

-- جای هیچ تردید نیست که  بنیانگذاران مذاهب بزرگ  از زمره بزرگترین  و نجیب ترین  مردانی هستند  که در دنیا به وجود آمده اند  اما پیروان آنها  و کسانی که بعد ها  پس از ایشان  آمده اند  اغلب از بزرگی و نیکی به دور بوده اند . ما اغلب در تاریخ می بینیم  که مذهب هرچند که  برای تکامل ما  و بهتر ساختن ما  و نجیبانه تر شدن رفتار ما  بوده است اما بعضی از آنها   عملا مردم را به صورت  حیوانات پست در آورده است و به جای آنکه در مردم روشن بینی  به وجود آورد  اغلب آنها را در تیرگی  نگاه داشته است . به جای آنکه وسعت ذهن و فکر در آنها ایجاد کند  اغلب موجب تنگ فکری و کوته نظری و تحمل نکردن دیگران شده است .  با کمک مذهب  کارها و چیزهای بسیار عالی  و بزرگ انجام گرفته ، اما به نام مذهب نیز هزاران هزار و ملیونها نفوس بشری کشته شده اند  و جنایات مهیب  و تصور نا پذیر  صورت گرفته است .

 

(  به  وسیله مذهب  فرهنگها و تمدنهای  بسیاری را از بین برده اند  کتابها و کتابخانه های بسیاری را به آتش کشیده اند چه بسیار  اقوام متمدنی را  به بردگی برده اند  چه بسیار زنان و دختران که به همین وسیله برای بیگانگان مباه شده اند  و چه ثروتها و مالها که در پرتو مذاهب به تاراج رفته اند .  )   

 

 عده ای به امید اینکه  پس از مرگ به بهشت بروند مذهب را دنبال می کنند و بعضی مراسم و اعمال را انجام می دهند . مسلما این افراد  و کودکانی که به امید دریافت نقل و شیرینی کاری را انجام می دهند  تفاوتی وجود ندارد .

 پیروان مذاهب هر یک چیزی می گویند ف یکی میگوید که چنین باید بود و دیگری می گوید که چنان و اغلب هر یک از آنها دیگری را ابله  و بد کار  و کافر می شماردۀ آیا کدام یک حق دارند و چه چیز صحیح است  و چه نادرست و نا بجا است  که با یقین و به ط.ور قطع  در باره چنین مسائلی  صحبت کرد و به خاطر اختلاف .و اثبات خود بر سر یکدیگر کوبید .

 بیشتر ما بسیار کوچک فکریم  و عاقل نیستیم . آیا ما چه حق داریم  آنقدر گستاخ باشیم که تصور کنیم که فقط ما از حقیقت کامل با خبریم . همه ما میل داریم  که اقدامات و فعالیت های  خود را با موفقیت به پایان برسانیم  و نتایج و ثمرات آنها را ببینیم  . این چنین میلی  و به این جهت گلوی  همسایه خود را بفشاریم  و او را از گفتن حقیقتی  که به آن معتقد است  باز داریم . ممکن است ما در باره آنچه که می گوئیم  حق داشته باشیم  اما ممکن هم هست  که همسایه ما نیز حق داشته باشد .

 

نهرو می گوید :

................ تا آنجا که به شخص من مربوط است  دنیای پس از مرگ برایم جالب نیست  و ذهن من از آنچه  باید در این دنیا انجام داد پر شده است  و اگر فقط بتوانم راه خود را در این دنیا  با روشن بینی  دنبال کنم  بسیار راضی خواهم بود  . اگر وظیفه ای که من در اینجا دارم  برایم روشن باشد  دیگر به هیچ وجه  خود را برای  دنیای دیگر  به دردسر  نمی اندازم  یا ناراحت نمی کنم .

 

اشخاص مذهبی هستند که بسیار نجیب و شریفند و اشخاص رذل و پستی  را نیز خواهی دید  که در زیر ردای مذهبی  دیگران را می فریبند  و غارت می کنند . انسان ممکن است خیلی چیزها را از دیگران بیاموزد  اما هر چیز مخصوصا وقتی ارزش دارد  که خود انسان آن را به دست آورد  و بیازماید  و مسائلی هست  که هر مرد و زن باید شخصا برای آنها پاسخی پیدا کند .

 

-- کسانی که خود را آماده می سازند  در راه هدف و منظور خود بمیرند  به ندرت شکست می خورند .

 

 

 تمام تاریخ از شرح فشارها  و اجبارها و جنگهای مذهبی  پر است  شاید به نام خدا و مذهب  بیش از هر نام دیگر  خونریزی شده است  و در واقع بسیار  شگفت انگیز است  اگر کسی آنقدر ابله باشد که تصور کند  مذهب و اعتقاد را می توا ن با نوک شمشیر  یا سر نیزه در حلق کسی فرو کرد .

 

 ایران و یونان  از نگاهی به تاریخ جهان    جواهر لعل نهرو

 

 امپراطوری داریوش  هم از نظر وسعت  و هم از نظر سازمان بزرگ بوده و از  آسیای صغیر  تا رود سند گسترده شده بود  و مصر و بعضی از شهرهای یونانی  آسیای صغیر  نیز قسمتی از آن به شمار می رفته است .  در سراسر این امپراطوری  جاده های  بسیار خوبی وجود داشته است  که پست امپراطوری در آن رفت و آمد می کرده است .

تاریخ جنگهای  داریوش و یونان را  یک مورخ یونانی به نام هرودوتوس نوشته است . نخستین حمله ایرانی ها به یونان  به علت خستگی  از راه پیمائی  بیماری   کمبود آذوقه   به شکست منجر شد  و ناچارا  برگشتند . 

در سال 490 پیش از میلاد  برای دومین بار به یونان حمله کردند  و از راه دریا خود را به یونان رساندند  و در محلی به نام ماراتن  در نزدیکی آتن  در سواحل یونان  پیاده شدند  اما باز هم ایرانی ها شکست خوردند .(نبرد مشهور ماراتن )منتظر شرح آن در همین وبلاگ باشید .

 

 پس از داریوش پسرش  خشایار شاه  می خواست به یونان لشکر کشی کند  و در جواب عمویش آرقا بانوس  که می خواست نانع این لشکر کشی شود می گوید .

خلاصه :  نباید در همه جا فقط خطر را دید . خیلی بهتر است که همیشه با خوش بینی به حوادث بنگریم   . اگر از هر پیشنهادی که مطرح می شود  انتقاد کنید  بدون آنکه راه صحیحی  برای دنبال کردن نشان دهید  هرگز به  منظور و نتیجه   مثبتی نخواهید رسید . موفقیت معمولا در انتظار کسانی است که به اقدام می پردازند  و پیروزی برای کسانی که ترسو و ملاحظه کار هستند و می خواهند نتیجه هر کار را به درستی بسنجند  در انتظار نمی ماند . همیشه کارهای بزرگ  همراه با مخاطرات بزرگ انجام شده است .

 

 خشایار شاه نیز شکست خورد  زیرا در یک طوفان کشتی های ایران  در هم شکست  ؛ یونانی ها اختلاف خود را فراموش کردند و متحد شدند  لنوئیداس  و 300 نفر از همراهانش  در تنگه  ترموپیل  در مقابل لشکر ایران  مقاومت کردند  و همگی کشته شدند و روی تخته سنگی نوشتند :

 ای آنکه از اینجا می گذری  برو و به اسپارت بگو  که ما به خاطر فرمانبرداری  از او در اینجا خفته ایم  و این نوشته هنوز پا برجاست .

 شکست های ماراتن و سالامیس آغاز انحطاط  امپراطوری ایران شد .

هرودوتوس می گوید : تاریخ یک ملت سه مرجله دارد :

............و موفقیت و بعد در نتیجه این موفقیت  نخوت و بی عدالتی  و بعد در نتیجه این ها سقوط.

 اسکندر یک نفر مفدونی بوده است نه یونانی . اسکندر بیست ساله بود که پادشاه شد و جهت انتقام به ایران حمله کرد و کاخ عظیم داریوش را به انتقام  آنکه خشایار شاه  شهر آتن را سوزانده بود آتش زد . او در سال 323 قبل از میلاد در راه مراجعت  به یونان در شهر بابل  در بین النهرین  در سن 33 سالگی  درگذشت. پس از اسکندر متصرفاتش بین سردارانش تقسیم شد . مصر نصیب بطلمیوس  شد که اسکندریه  پایتخت آن شد. ایران و بین النحرین و قسمتی از آسیای صغیر سهم سلوکوس .

 

-- آدگارالن  پو  داستان نویس هندی می گوید  انسان هرگز به هیچ  فرشته ای حتی مرگ تسلیم نمی شود  مگر وقتی که اراده اش ضعیف باشد و سست گردد.

 

-- هندوان جسد مرده خود را می سوزانند و خاکستر آن را به آب میدند .

 

............ اما آزادی الهه ای است که غلبه بر او دشوار است  و مانند خدایان  باستانی از ستایش گران و پرستندگانش قربانی انسان توقع دارد .

 

 .......از آنجا که در زندگی بعضی چیزها مانند غذا  مسکن  و پوشش جزء ضرورت و احتیاجات هستند  کسانی که اختیار این احتیاجات  را در دست دارند بر انسان آقائی فروخته اند .

 

....... تاریخ مبارزه انسان  به خاطر زندگی شرح  مبارزاتی است که انسان در طول قرون و اعصار بر ضد حیوانات وحشی و جنگل ها و بالاخره  از همه دشوارتر بر ضد بعضی از همنوعان خود  که کوشیده اند او را به خاطر منفعت خودشان پست نگاه دارند و مورد استثمار و بهره کشی قرار دهند دنبال کرده است .

 

 هنر یک ملت آئینه افکار اوست .

 

........ آشوکا یکی  از پادشاهان هندوستان : تنها پیروزی واقعی  پیروزی بر نفس  خود  و پیروزی بر دلهای مردم از راه خدمتگزاری و فداکاری  در راه خوشبختی دیگران است .

............. درخت پیپال  یا درخت بودا یک نوع درخت انجیر وحشی است  که بودائی ها  آن را مقدس می شمارند  و در مکانهای مقدس  خود آن را می کارند .

 

.......... ما باید با تمام وسائلی که در دست داریم  گذشته خود را مورد مظالعه  قرار دهیم  و هرچه در آن قابل تحسین است  بستائیم  اما چشمهای ما باید همیشه متوجه جلو باشد  و قدمهای ما هم همیشه  پیش برود .

 

 

...... دیوار عظیم چین توسط شی هوانگ تی  پادشاه چین بنا گذاشته شده است .

 

 مبارزه عدم همکاری  یا مبارزه منفی یک نوع مبارزه بود که گندی فقید در هند آغاز کرد و آن را برای مبارزه با حکومت استعماری بریتانیا به کار برد .

 

........... تجمل و شکوه از یک سو  و فقر و تیره روزی  از سوی دیگر  در کنار هم  و دوشادوش هم پیش می روند . طبیعی است  که وقتی وضع چنین باشد  معمولا آشفتگی هائی پیدا می شود . واقعا حیرت انگیز است  که انسان تا چه اندازه می تواند  با ناگواری ها بسازد.  . معهذا برای  بردباری  و تحمل آدمی هم حد و اندازه ای هست  و موقعی که تحمل به پایان رسید انفجارهائی روی می دهد .

 

..............آسیای مرکزی  مهد به وجود آمدن  قبائل و طوائف و مردمان مختلف بوده است  که در طول زمان  در سراسر آسیا  و اروپا پراکنده شده اند .

 بیشتر این  این قبائل  آسیای مرکزی  صحرا گرد و چوپان بوده اند  و چون به تدریج بر تعداد نفوسشان  افزوده می شد  دیگر زمینی که  محل سکونتشان بود  کفاف زندگی ایشان  را نمی داد  و به این جهت  ناچار می شدند  به مهاجرت بپردازند  و زمینهای تازه و قابل سکونتی  برای خود پیدا کنند . و یک دلیل اساسی تر و مهم تر  این هجوم ها  هم فشارهائی بود  که از پشت سر به خود ایشان  وارد می شد  زیرا معمولا یک قبیله  و ایل بزرگ که به تنگنا افتاده بود  و می خواست زمین های  تازه ای به دست  آورد  به دیگران حمله می برد  و آن ها  را از سر راه  خود می راند .  این ها هم به نوبه خویش  ناچار به  کشورها و سر زمین های دیگر حمله می کردند .

 

 

............ معمولا دیوارها مدافعین خطر ناکی هستند . البته ممکن است  ما را از خطرات خارجی  محفوظ دارند و از تجاوز عناصر  نا خوانده خارجی  جلو گیری کنند  اما در عین حال خود این دیوار ها  ما را به صورت یک زندانی اسیر در می آورند / اغلب آنچه به اصطلاح  پاکی و مصونیت و امنیت از تجاوز خارجی نامیده می شود  به قیمت از دست دادن آزادی حفظ می گردد.  هولناک ترین دیوارها  آنهائی هستند  که در فکر و ذهن  ما به وجود می آیند و سبب می شوند که حتی یک سنت خطرناک  و بیهوده باستانی  فقط به خاطر آنکه  قدیمی و باستانی است حفظ گردد و هر چیز تازه فقط به خاطر آنکه تازه و جدید است  مردود گردد.

 

بودا

..... آئین بودا  شورش و قیامی بر ضد  سیستم طبقاتی کاست و نفوذ روحانیون و کاهنان و کثرت آدابو رسوم و تشریفات مذهبی و ادعیه و اوراد بود  . گوتاما بت پرستی را تائید نمی کرد ، او نمی خواست خودش هم خدائی بشود . او شخصی روشن شده بود  و کلمه بودا هم به همین معنی است . به خاطر همین تعلیمات ساده  بودا هرگز بت و مجسمه و تصویری از بودا ساخته نمی شد . اما برهمنان هندو برای نزدیک کردن  آئین بودا  و هندو به هم می کوشیدند  افکار بت پرستی  هندوئی را در آئین  بودائی هم داخل کنند .

 

.......... پیشه وران و هنرمندان و پیکر تراشان  دنیای یونان  و رم  هم به ساختن تصاویر و مجسمه خدایان افسانه ای  عادت داشتند ،  بدین قرار در تحت تاثیر  و نفوذ این دو جریان  فکری کم کم مجسمه ها  و تصاویر  و بت ها در معابد  بودائی هم ظاهر شدند ، در ابتدا این مجسمه ها  و تصاویر از خود بودا نبودند  بلکه تصاویر بودی ساتوا  بودند  که بنا بر عقائد  و سنت های بودائی  نخستین قالب جسمی بودا  بوده است  اما این جریان فکری  آنقدر دوام یافت  که مجسمه ها و بت هائی  از خود بودا هم ساخته شد و مورد ستایش قرار گرفت .

 

....... آجانتا  غا رهای معروفی است  که در نزدیکی های  بمبئی در دل سخره های  سنگی حفر شده است . دیوارهای این غارها  از گچ پوشیده شده است  و روی این گچ ها نقاشی های بسیار زیبائی  کشیده اند  که ارزش هنری و تاریخی فوق العاده دارد .

 

فصل 31 مسیح و مسیحیت :

 مسیح در ناصره متولد گردید و در گالیله  موعظه خود را آغاز کرد و موقعی که سی ساله بود  به بیت المقدس  آمد و به زودی از طرف حاکم  رومی آنجا  که پونتیوس  پیلات نام داشت  محاکمه و اعدام گردید .  مسیح یک نفر یهودی بوده است . مسیح مدعی الوهیت  نبود . اما موجودات انسانی  دوست دارند  که مردان بزرگ خود را  به صورت خدا در آورند  و عجب آنکه  وقتی به آنها جنبه  خدائی دادند از پیروی  ایشان هم   خود داری می کنند . و محمد (ص) نیز با استفاده از این تجربه  بارها علنا تکرار کرد  که یک انسان است  و خدا نیست .  

......... بعضی  مذاهب موجب  اختلافات و تصادفات  و منازعات  بسیار شدید شده اند .  در مذاهب مختلف آنقدر چیزهای شبیه به هم  فراوان هست و در تعلیمات آنها    بقدری چیزهای مشابه  وجود دارد که انسان به تعجب می افتد  و از خود می پرسد  که با وجود این همه شباهت  ها و قدر مشترک ها چرا  بعضی مردم آنقدر ابله هستند  که به خاطر جزئیات  و چیزهای بی اهمیت  به نزاع می پردازند .  معمولا تعلیمات اولیه مذاهب  تغییر یافته  و چیزهای دیگری به آنها اضافه شده است  که شکل آنها را به کلی عوض کرده است .  به طوری که دیگر شناختن اصل آنها هم دشوار است . به جای معلمان  و راهنمایان اولیه  مردمان تنگ نظر  و متعصبان کوچک  فکری  نشسته اند  که نسبت به عقائد  دیگران  هیچگونه تحمل  و برد باری ندارند .

چه بسیار که مذ هب  آلت دست  سیاست ها شده  و برای خدمت به امپریالیسم و استعمار به کار رفته است . چه بسیار حاکمانی  که به وسیله رواج  خرافات مذهبی مردم  را مورد بهره کشی  و استثمار قرار داده اند  زیرا بر مردم نادان و خرافاتی آسانتر می توان مسلط شد .

 

 ماکیا ولی ایتالیائی  در کتاب خود می نویسد  مذهب برای حکومت بسیار لازم است  و حتی ممکن است  وظیفه یک حکمران  آن باشد که  از مذهبی هواداری و حمایت کند  در حالی که خودش  به دروغ و بیهوده بودن  آن اعتقاد داشته باشد .  در زمان های اخیر  در موارد بی   شمار  امپریالیسم و استعمار در زیر ردای  مذهب پیش می رفته است  و تعجب آور  نیست که کارل ماکس  نوشته است مذهب افیون توده هاست .

 

.............. مسیحیان به جای اینکه  تعالیم او را درست  بفهمند  و دنبال کنند  به مباحثه و مجادله  در باره الوهیت  مسیح و در باره تثلیث پرداختند . مسیحیان معتقدند  که مسیح هم خدا ، هم پسر خدا و هم روحالقدس  است و معنی تثلیث  همین اعتقاد به جنبه های  سه گا نه  وجود عیسی است .

 هر دسته از مسیحیان  دسته دیگر را بدعت گذار  و مرتد می شمرد  و تحت فشار قرار می داد  و سرهایشان را می برید . موقعی رسید  که در میان فرقه های مختلف  مسیحی  اختلاف عظیمی به وجود آمده بود  که همه فقط بر سر تلفظ  یک کلمه بود . یک دسته می گفتند که در موقع قرائت یکی از دعا ها  باید کلمه (هومو –اوسیون ) را تلفظ کرد و دسته دیگر معتقد بودند که تلفظ صحیح آن ( هوموئی- اوسیون ) است . واین کلمه با الوهیت و خداوندی مسیح ارتباط داشت .  بر اثر همین یک کلمه  چه جنگهای وحشیانه که در گرفته  و چقدر مردم بی چاره  کشته و قتل عام شدند . هرچه بر قدرت کلیسا افزوده شد  این اختلافات داخلی هم  افزایش می یافت  به طوری که هنوز هم در میان فرقه های مختلف مسیحیان ادامه دارد .

 

......... یکی از امپراطوران رم  در بنای عظیم  (کولوسنوم )( کولیزه )  در شهر رم  که میدان نمایشهای بزرگ بود  اغلب در حدود 1200 گلادیاتور  را  یکباره به روی سیرک می آورد  و آنها مجبور بودند  که برای تفریح  ا مپراطور  و اطرافیانش یکدیگر رابکشند و تا نفر آخر بمیرند

 

...... درحقیقت در دوران جنگ  هرکس یا تقریبا همه کس عقل و منطق خود را  از دست می دهد و آنچه از تمدن و خوشرفتاری  و انسانیت  آموخته  است از یاد می برد  و به شکلی بی رحمانه  و وحشیانه عمل می کند .

 

 در پشت تجمل و شکوه یک عده معدود  فقر و مسکنت  جماعات کثیر مردم  وجود دارد . جم

 

............... وقتی که در قرن هفتم میلادی اسلام ظهور کرد  و به امپراطوری ساسانی  و دین زردشت  پایان بخشید  بسیاری از زردشتی ها  به علت این تغییر  و از ترس فشار و محدودیت  ترجیح دادند  که کشور خودشان را رها کنند  و به هند بیایند  و هند از  ایشان استقبال کرد .  پارسی های امروزی هند  اولاد و اعقاب  همان  زردشتی ها ی مهاجر هستند .

 

............. هنوز هم در هند کسانی هستند که از سفر دریا می ترسند و این کار را خلاف  آئین مذهبی خود می شمارند .

 

............ شاید دانش و حکمتی که بشر  در طی قرون و اعصار  ذره ذره جمع آوری کرده است  هر گز از میان نمی  رود  بلکه گاهی دیدگان ما است که  به شکل عجیبی بسته می شود . در طی دوره ها و سالهای متمادی  نمی توانیم  آنها را ببینیم  . در واقع وقتی دریجه ها بسته است  همه جا تاریک می شود  اما در خارج در همه جا  نور و روشنائی وجود دارد  . اگر ما  چشمهای خود را یا دریچه ها را می بندیم  معنی و مفهومش آن نیست  که روشنائی از میان رفته است .

 

 وقتی قسطنطین  در قرن چهارم میلادی  مسیحیت را قبول کرد  یک دوران هزار ساله  آغاز گشت  که در طول آن  عقل و خرد به زنجیر کشیده شد ،  فکر و اندیشه اسیر گشت  و دانش و معرفت  هیچ گونه پیشرفتی نداشت .

این دوران هزار ساله  نه فقط فشار و تضعیفات  و تعصب و تحمل نکردن  دیگران  را همراه آورد  بلکه پیشرفت  مردم در راه  علم و دانش  و در راه های  دیگر هم بسیار دشوار شد .

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد