نگاهی به تاریخ جهان از جواهر لعل نهرو
بهترین راه برای اینکه چه چیز درست است چه چیز نادرست و اینکه چه باید کرد و چه نباید کرد این نیست که دیگران را موعظه کنیم و اندرز بدهیم بلکه این است که با دیگران صحبت و گفتگو کنیم زیرا از مباحثه و گفتگو است که گاهی مختصری حقیقت نمایان می شودو جلوه می کند .
گاه مردمی که در حالت عادی بیشتر به فکر کارهای روزمره خویش هستند از اعتقاد به یک منظور و هدف بزرگ لبریز می شوند و در آن وقت حتی مردان و زنان عادی هم به قهرمانان نامدار مبدل می گردند و تاریخ صورت هیجان انگیزی به خود می گیرد و تحول می پذیرد .
-- لنین در سال 1917 انقلاب بزرگ روسیه را آغاز کرد و قیافه روسیه و سیبری را دگرگون ساخت .
--به مهاتما گاندی لقب پاپوچی (پدر محترم ) داده بودند .
اگر دلیر و با شهامت و نیکوکار باشید هرگز ترس نخواهید داشت و کاری نخواهید کرد که از آن شرمسار و سر افکنده شوید .
خواندن تاریخ بسیار خوب است اما کمک کردن برای به وجود آمدن تاریخ از آن جداب تر و جالب تر است .
در یک دنیای زنده هیچ چیز نمی تواند بدون تغییر باقی بماند . سراسر طبیعت روز به روز دقیقه به دقیقه عوض می شود و تغییر می پذیرد فقط مرده ها هستند که رشد نمی کنند و ساکت و بی حرکت می باشند .
آب تا وقتی که جاری و در حرکت است تازه و پاک می ماند و اگر آن را متوقف سازیم کم کم فاسد و گندیده می شود . زندگی انسان و زندگی یک ملت نیز چنین است .
-- آریائیها سکاها هون ها عرب ها مغول ها ترک ها هرکدام از یک قسمت آسیا بوده اند و بعد در سایر قسمتهای آسیا و اروپا پراکنده شده اند .
-- تنها راه کامیاب شدن و لذت بردن از زندگی بی باک بودن و ترس نداشتن و دلسرد نشدن از شکست ها و ناکامی ها است زیرا شکست و ناکامی نیز از کسانی که شجاع و دلیرند و از چیزی باک ندارند دوری می کنند .
-- در حدود همان زمانی که تمدن کنوسوس و شهر کنوسوس نابود شد شائول پادشاه اسرائیل بود که قسمتی از سرزمین فلسطین به شمار می رفت بعد ها داوود و بعد از او سلیمان که شهرت خردمندی فراوانی داشت به سلطنت بنی اسرائیل رسیدند .
کتاب مقدس تورات در فلسطین به وجود آمده است و این کتاب سرگذشت قبائل یهودیان است که در این سرزمین کوچک زندگی می کرده اند .
-- مردمان می آیند و می روند دولتها و امپراطوریها هر یک مدتی بر آنها حکومت می کنند و بعد نابود می شوند و به آغوش گذشته ها می روند اما سنت ها و آداب و رسوم دوام پیدا می کنند و نسل اندر نسل مردم به دنبال هم آنها را می پذیرند و اجرا می کنند . سنت ها اغلب چیزهای بسیار خوبی در خود دارند اما گاهی هم بصورت یک زنجیر سنگین و هولناک در می آیند که پیشرفت ما را به جلو دشوار می سازند .
-- اگر می خواهیم به یک کار جدی و اساسی بپردازیم باید سعی کنیم که بر فکر خود نیز مسلط گردیم .
هرچه مراسم مذهبی بیشتر باشد وضع روحانیون بهتر و کار آنها با رونق تر می شود .
-- جای هیچ تردید نیست که بنیانگذاران مذاهب بزرگ از زمره بزرگترین و نجیب ترین مردانی هستند که در دنیا به وجود آمده اند اما پیروان آنها و کسانی که بعد ها پس از ایشان آمده اند اغلب از بزرگی و نیکی به دور بوده اند . ما اغلب در تاریخ می بینیم که مذهب هرچند که برای تکامل ما و بهتر ساختن ما و نجیبانه تر شدن رفتار ما بوده است اما بعضی از آنها عملا مردم را به صورت حیوانات پست در آورده است و به جای آنکه در مردم روشن بینی به وجود آورد اغلب آنها را در تیرگی نگاه داشته است . به جای آنکه وسعت ذهن و فکر در آنها ایجاد کند اغلب موجب تنگ فکری و کوته نظری و تحمل نکردن دیگران شده است . با کمک مذهب کارها و چیزهای بسیار عالی و بزرگ انجام گرفته ، اما به نام مذهب نیز هزاران هزار و ملیونها نفوس بشری کشته شده اند و جنایات مهیب و تصور نا پذیر صورت گرفته است .
( به وسیله مذهب فرهنگها و تمدنهای بسیاری را از بین برده اند کتابها و کتابخانه های بسیاری را به آتش کشیده اند چه بسیار اقوام متمدنی را به بردگی برده اند چه بسیار زنان و دختران که به همین وسیله برای بیگانگان مباه شده اند و چه ثروتها و مالها که در پرتو مذاهب به تاراج رفته اند . )
عده ای به امید اینکه پس از مرگ به بهشت بروند مذهب را دنبال می کنند و بعضی مراسم و اعمال را انجام می دهند . مسلما این افراد و کودکانی که به امید دریافت نقل و شیرینی کاری را انجام می دهند تفاوتی وجود ندارد .
پیروان مذاهب هر یک چیزی می گویند ف یکی میگوید که چنین باید بود و دیگری می گوید که چنان و اغلب هر یک از آنها دیگری را ابله و بد کار و کافر می شماردۀ آیا کدام یک حق دارند و چه چیز صحیح است و چه نادرست و نا بجا است که با یقین و به ط.ور قطع در باره چنین مسائلی صحبت کرد و به خاطر اختلاف .و اثبات خود بر سر یکدیگر کوبید .
بیشتر ما بسیار کوچک فکریم و عاقل نیستیم . آیا ما چه حق داریم آنقدر گستاخ باشیم که تصور کنیم که فقط ما از حقیقت کامل با خبریم . همه ما میل داریم که اقدامات و فعالیت های خود را با موفقیت به پایان برسانیم و نتایج و ثمرات آنها را ببینیم . این چنین میلی و به این جهت گلوی همسایه خود را بفشاریم و او را از گفتن حقیقتی که به آن معتقد است باز داریم . ممکن است ما در باره آنچه که می گوئیم حق داشته باشیم اما ممکن هم هست که همسایه ما نیز حق داشته باشد .
نهرو می گوید :
................ تا آنجا که به شخص من مربوط است دنیای پس از مرگ برایم جالب نیست و ذهن من از آنچه باید در این دنیا انجام داد پر شده است و اگر فقط بتوانم راه خود را در این دنیا با روشن بینی دنبال کنم بسیار راضی خواهم بود . اگر وظیفه ای که من در اینجا دارم برایم روشن باشد دیگر به هیچ وجه خود را برای دنیای دیگر به دردسر نمی اندازم یا ناراحت نمی کنم .
اشخاص مذهبی هستند که بسیار نجیب و شریفند و اشخاص رذل و پستی را نیز خواهی دید که در زیر ردای مذهبی دیگران را می فریبند و غارت می کنند . انسان ممکن است خیلی چیزها را از دیگران بیاموزد اما هر چیز مخصوصا وقتی ارزش دارد که خود انسان آن را به دست آورد و بیازماید و مسائلی هست که هر مرد و زن باید شخصا برای آنها پاسخی پیدا کند .
-- کسانی که خود را آماده می سازند در راه هدف و منظور خود بمیرند به ندرت شکست می خورند .
تمام تاریخ از شرح فشارها و اجبارها و جنگهای مذهبی پر است شاید به نام خدا و مذهب بیش از هر نام دیگر خونریزی شده است و در واقع بسیار شگفت انگیز است اگر کسی آنقدر ابله باشد که تصور کند مذهب و اعتقاد را می توا ن با نوک شمشیر یا سر نیزه در حلق کسی فرو کرد .
ایران و یونان از نگاهی به تاریخ جهان جواهر لعل نهرو
امپراطوری داریوش هم از نظر وسعت و هم از نظر سازمان بزرگ بوده و از آسیای صغیر تا رود سند گسترده شده بود و مصر و بعضی از شهرهای یونانی آسیای صغیر نیز قسمتی از آن به شمار می رفته است . در سراسر این امپراطوری جاده های بسیار خوبی وجود داشته است که پست امپراطوری در آن رفت و آمد می کرده است .
تاریخ جنگهای داریوش و یونان را یک مورخ یونانی به نام هرودوتوس نوشته است . نخستین حمله ایرانی ها به یونان به علت خستگی از راه پیمائی بیماری کمبود آذوقه به شکست منجر شد و ناچارا برگشتند .
در سال 490 پیش از میلاد برای دومین بار به یونان حمله کردند و از راه دریا خود را به یونان رساندند و در محلی به نام ماراتن در نزدیکی آتن در سواحل یونان پیاده شدند اما باز هم ایرانی ها شکست خوردند .(نبرد مشهور ماراتن )منتظر شرح آن در همین وبلاگ باشید .
پس از داریوش پسرش خشایار شاه می خواست به یونان لشکر کشی کند و در جواب عمویش آرقا بانوس که می خواست نانع این لشکر کشی شود می گوید .
خلاصه : نباید در همه جا فقط خطر را دید . خیلی بهتر است که همیشه با خوش بینی به حوادث بنگریم . اگر از هر پیشنهادی که مطرح می شود انتقاد کنید بدون آنکه راه صحیحی برای دنبال کردن نشان دهید هرگز به منظور و نتیجه مثبتی نخواهید رسید . موفقیت معمولا در انتظار کسانی است که به اقدام می پردازند و پیروزی برای کسانی که ترسو و ملاحظه کار هستند و می خواهند نتیجه هر کار را به درستی بسنجند در انتظار نمی ماند . همیشه کارهای بزرگ همراه با مخاطرات بزرگ انجام شده است .
خشایار شاه نیز شکست خورد زیرا در یک طوفان کشتی های ایران در هم شکست ؛ یونانی ها اختلاف خود را فراموش کردند و متحد شدند لنوئیداس و 300 نفر از همراهانش در تنگه ترموپیل در مقابل لشکر ایران مقاومت کردند و همگی کشته شدند و روی تخته سنگی نوشتند :
ای آنکه از اینجا می گذری برو و به اسپارت بگو که ما به خاطر فرمانبرداری از او در اینجا خفته ایم و این نوشته هنوز پا برجاست .
شکست های ماراتن و سالامیس آغاز انحطاط امپراطوری ایران شد .
هرودوتوس می گوید : تاریخ یک ملت سه مرجله دارد :
............و موفقیت و بعد در نتیجه این موفقیت نخوت و بی عدالتی و بعد در نتیجه این ها سقوط.
اسکندر یک نفر مفدونی بوده است نه یونانی . اسکندر بیست ساله بود که پادشاه شد و جهت انتقام به ایران حمله کرد و کاخ عظیم داریوش را به انتقام آنکه خشایار شاه شهر آتن را سوزانده بود آتش زد . او در سال 323 قبل از میلاد در راه مراجعت به یونان در شهر بابل در بین النهرین در سن 33 سالگی درگذشت. پس از اسکندر متصرفاتش بین سردارانش تقسیم شد . مصر نصیب بطلمیوس شد که اسکندریه پایتخت آن شد. ایران و بین النحرین و قسمتی از آسیای صغیر سهم سلوکوس .
-- آدگارالن پو داستان نویس هندی می گوید انسان هرگز به هیچ فرشته ای حتی مرگ تسلیم نمی شود مگر وقتی که اراده اش ضعیف باشد و سست گردد.
-- هندوان جسد مرده خود را می سوزانند و خاکستر آن را به آب میدند .
............ اما آزادی الهه ای است که غلبه بر او دشوار است و مانند خدایان باستانی از ستایش گران و پرستندگانش قربانی انسان توقع دارد .
.......از آنجا که در زندگی بعضی چیزها مانند غذا مسکن و پوشش جزء ضرورت و احتیاجات هستند کسانی که اختیار این احتیاجات را در دست دارند بر انسان آقائی فروخته اند .
....... تاریخ مبارزه انسان به خاطر زندگی شرح مبارزاتی است که انسان در طول قرون و اعصار بر ضد حیوانات وحشی و جنگل ها و بالاخره از همه دشوارتر بر ضد بعضی از همنوعان خود که کوشیده اند او را به خاطر منفعت خودشان پست نگاه دارند و مورد استثمار و بهره کشی قرار دهند دنبال کرده است .
هنر یک ملت آئینه افکار اوست .
........ آشوکا یکی از پادشاهان هندوستان : تنها پیروزی واقعی پیروزی بر نفس خود و پیروزی بر دلهای مردم از راه خدمتگزاری و فداکاری در راه خوشبختی دیگران است .
............. درخت پیپال یا درخت بودا یک نوع درخت انجیر وحشی است که بودائی ها آن را مقدس می شمارند و در مکانهای مقدس خود آن را می کارند .
.......... ما باید با تمام وسائلی که در دست داریم گذشته خود را مورد مظالعه قرار دهیم و هرچه در آن قابل تحسین است بستائیم اما چشمهای ما باید همیشه متوجه جلو باشد و قدمهای ما هم همیشه پیش برود .
...... دیوار عظیم چین توسط شی هوانگ تی پادشاه چین بنا گذاشته شده است .
مبارزه عدم همکاری یا مبارزه منفی یک نوع مبارزه بود که گندی فقید در هند آغاز کرد و آن را برای مبارزه با حکومت استعماری بریتانیا به کار برد .
........... تجمل و شکوه از یک سو و فقر و تیره روزی از سوی دیگر در کنار هم و دوشادوش هم پیش می روند . طبیعی است که وقتی وضع چنین باشد معمولا آشفتگی هائی پیدا می شود . واقعا حیرت انگیز است که انسان تا چه اندازه می تواند با ناگواری ها بسازد. . معهذا برای بردباری و تحمل آدمی هم حد و اندازه ای هست و موقعی که تحمل به پایان رسید انفجارهائی روی می دهد .
..............آسیای مرکزی مهد به وجود آمدن قبائل و طوائف و مردمان مختلف بوده است که در طول زمان در سراسر آسیا و اروپا پراکنده شده اند .
بیشتر این این قبائل آسیای مرکزی صحرا گرد و چوپان بوده اند و چون به تدریج بر تعداد نفوسشان افزوده می شد دیگر زمینی که محل سکونتشان بود کفاف زندگی ایشان را نمی داد و به این جهت ناچار می شدند به مهاجرت بپردازند و زمینهای تازه و قابل سکونتی برای خود پیدا کنند . و یک دلیل اساسی تر و مهم تر این هجوم ها هم فشارهائی بود که از پشت سر به خود ایشان وارد می شد زیرا معمولا یک قبیله و ایل بزرگ که به تنگنا افتاده بود و می خواست زمین های تازه ای به دست آورد به دیگران حمله می برد و آن ها را از سر راه خود می راند . این ها هم به نوبه خویش ناچار به کشورها و سر زمین های دیگر حمله می کردند .
............ معمولا دیوارها مدافعین خطر ناکی هستند . البته ممکن است ما را از خطرات خارجی محفوظ دارند و از تجاوز عناصر نا خوانده خارجی جلو گیری کنند اما در عین حال خود این دیوار ها ما را به صورت یک زندانی اسیر در می آورند / اغلب آنچه به اصطلاح پاکی و مصونیت و امنیت از تجاوز خارجی نامیده می شود به قیمت از دست دادن آزادی حفظ می گردد. هولناک ترین دیوارها آنهائی هستند که در فکر و ذهن ما به وجود می آیند و سبب می شوند که حتی یک سنت خطرناک و بیهوده باستانی فقط به خاطر آنکه قدیمی و باستانی است حفظ گردد و هر چیز تازه فقط به خاطر آنکه تازه و جدید است مردود گردد.
بودا
..... آئین بودا شورش و قیامی بر ضد سیستم طبقاتی کاست و نفوذ روحانیون و کاهنان و کثرت آدابو رسوم و تشریفات مذهبی و ادعیه و اوراد بود . گوتاما بت پرستی را تائید نمی کرد ، او نمی خواست خودش هم خدائی بشود . او شخصی روشن شده بود و کلمه بودا هم به همین معنی است . به خاطر همین تعلیمات ساده بودا هرگز بت و مجسمه و تصویری از بودا ساخته نمی شد . اما برهمنان هندو برای نزدیک کردن آئین بودا و هندو به هم می کوشیدند افکار بت پرستی هندوئی را در آئین بودائی هم داخل کنند .
.......... پیشه وران و هنرمندان و پیکر تراشان دنیای یونان و رم هم به ساختن تصاویر و مجسمه خدایان افسانه ای عادت داشتند ، بدین قرار در تحت تاثیر و نفوذ این دو جریان فکری کم کم مجسمه ها و تصاویر و بت ها در معابد بودائی هم ظاهر شدند ، در ابتدا این مجسمه ها و تصاویر از خود بودا نبودند بلکه تصاویر بودی ساتوا بودند که بنا بر عقائد و سنت های بودائی نخستین قالب جسمی بودا بوده است اما این جریان فکری آنقدر دوام یافت که مجسمه ها و بت هائی از خود بودا هم ساخته شد و مورد ستایش قرار گرفت .
....... آجانتا غا رهای معروفی است که در نزدیکی های بمبئی در دل سخره های سنگی حفر شده است . دیوارهای این غارها از گچ پوشیده شده است و روی این گچ ها نقاشی های بسیار زیبائی کشیده اند که ارزش هنری و تاریخی فوق العاده دارد .
فصل 31 مسیح و مسیحیت :
مسیح در ناصره متولد گردید و در گالیله موعظه خود را آغاز کرد و موقعی که سی ساله بود به بیت المقدس آمد و به زودی از طرف حاکم رومی آنجا که پونتیوس پیلات نام داشت محاکمه و اعدام گردید . مسیح یک نفر یهودی بوده است . مسیح مدعی الوهیت نبود . اما موجودات انسانی دوست دارند که مردان بزرگ خود را به صورت خدا در آورند و عجب آنکه وقتی به آنها جنبه خدائی دادند از پیروی ایشان هم خود داری می کنند . و محمد (ص) نیز با استفاده از این تجربه بارها علنا تکرار کرد که یک انسان است و خدا نیست .
......... بعضی مذاهب موجب اختلافات و تصادفات و منازعات بسیار شدید شده اند . در مذاهب مختلف آنقدر چیزهای شبیه به هم فراوان هست و در تعلیمات آنها بقدری چیزهای مشابه وجود دارد که انسان به تعجب می افتد و از خود می پرسد که با وجود این همه شباهت ها و قدر مشترک ها چرا بعضی مردم آنقدر ابله هستند که به خاطر جزئیات و چیزهای بی اهمیت به نزاع می پردازند . معمولا تعلیمات اولیه مذاهب تغییر یافته و چیزهای دیگری به آنها اضافه شده است که شکل آنها را به کلی عوض کرده است . به طوری که دیگر شناختن اصل آنها هم دشوار است . به جای معلمان و راهنمایان اولیه مردمان تنگ نظر و متعصبان کوچک فکری نشسته اند که نسبت به عقائد دیگران هیچگونه تحمل و برد باری ندارند .
چه بسیار که مذ هب آلت دست سیاست ها شده و برای خدمت به امپریالیسم و استعمار به کار رفته است . چه بسیار حاکمانی که به وسیله رواج خرافات مذهبی مردم را مورد بهره کشی و استثمار قرار داده اند زیرا بر مردم نادان و خرافاتی آسانتر می توان مسلط شد .
ماکیا ولی ایتالیائی در کتاب خود می نویسد مذهب برای حکومت بسیار لازم است و حتی ممکن است وظیفه یک حکمران آن باشد که از مذهبی هواداری و حمایت کند در حالی که خودش به دروغ و بیهوده بودن آن اعتقاد داشته باشد . در زمان های اخیر در موارد بی شمار امپریالیسم و استعمار در زیر ردای مذهب پیش می رفته است و تعجب آور نیست که کارل ماکس نوشته است مذهب افیون توده هاست .
.............. مسیحیان به جای اینکه تعالیم او را درست بفهمند و دنبال کنند به مباحثه و مجادله در باره الوهیت مسیح و در باره تثلیث پرداختند . مسیحیان معتقدند که مسیح هم خدا ، هم پسر خدا و هم روحالقدس است و معنی تثلیث همین اعتقاد به جنبه های سه گا نه وجود عیسی است .
هر دسته از مسیحیان دسته دیگر را بدعت گذار و مرتد می شمرد و تحت فشار قرار می داد و سرهایشان را می برید . موقعی رسید که در میان فرقه های مختلف مسیحی اختلاف عظیمی به وجود آمده بود که همه فقط بر سر تلفظ یک کلمه بود . یک دسته می گفتند که در موقع قرائت یکی از دعا ها باید کلمه (هومو –اوسیون ) را تلفظ کرد و دسته دیگر معتقد بودند که تلفظ صحیح آن ( هوموئی- اوسیون ) است . واین کلمه با الوهیت و خداوندی مسیح ارتباط داشت . بر اثر همین یک کلمه چه جنگهای وحشیانه که در گرفته و چقدر مردم بی چاره کشته و قتل عام شدند . هرچه بر قدرت کلیسا افزوده شد این اختلافات داخلی هم افزایش می یافت به طوری که هنوز هم در میان فرقه های مختلف مسیحیان ادامه دارد .
......... یکی از امپراطوران رم در بنای عظیم (کولوسنوم )( کولیزه ) در شهر رم که میدان نمایشهای بزرگ بود اغلب در حدود 1200 گلادیاتور را یکباره به روی سیرک می آورد و آنها مجبور بودند که برای تفریح ا مپراطور و اطرافیانش یکدیگر رابکشند و تا نفر آخر بمیرند
...... درحقیقت در دوران جنگ هرکس یا تقریبا همه کس عقل و منطق خود را از دست می دهد و آنچه از تمدن و خوشرفتاری و انسانیت آموخته است از یاد می برد و به شکلی بی رحمانه و وحشیانه عمل می کند .
در پشت تجمل و شکوه یک عده معدود فقر و مسکنت جماعات کثیر مردم وجود دارد . جم
............... وقتی که در قرن هفتم میلادی اسلام ظهور کرد و به امپراطوری ساسانی و دین زردشت پایان بخشید بسیاری از زردشتی ها به علت این تغییر و از ترس فشار و محدودیت ترجیح دادند که کشور خودشان را رها کنند و به هند بیایند و هند از ایشان استقبال کرد . پارسی های امروزی هند اولاد و اعقاب همان زردشتی ها ی مهاجر هستند .
............. هنوز هم در هند کسانی هستند که از سفر دریا می ترسند و این کار را خلاف آئین مذهبی خود می شمارند .
............ شاید دانش و حکمتی که بشر در طی قرون و اعصار ذره ذره جمع آوری کرده است هر گز از میان نمی رود بلکه گاهی دیدگان ما است که به شکل عجیبی بسته می شود . در طی دوره ها و سالهای متمادی نمی توانیم آنها را ببینیم . در واقع وقتی دریجه ها بسته است همه جا تاریک می شود اما در خارج در همه جا نور و روشنائی وجود دارد . اگر ما چشمهای خود را یا دریچه ها را می بندیم معنی و مفهومش آن نیست که روشنائی از میان رفته است .
وقتی قسطنطین در قرن چهارم میلادی مسیحیت را قبول کرد یک دوران هزار ساله آغاز گشت که در طول آن عقل و خرد به زنجیر کشیده شد ، فکر و اندیشه اسیر گشت و دانش و معرفت هیچ گونه پیشرفتی نداشت .
این دوران هزار ساله نه فقط فشار و تضعیفات و تعصب و تحمل نکردن دیگران را همراه آورد بلکه پیشرفت مردم در راه علم و دانش و در راه های دیگر هم بسیار دشوار شد .