جواب شعر آقای محمد جاوید
شاعر محترم لاری
دوست خوب و ناز بنده سلام
که بود بهترین شروع کلام
کرده ای خود محبتی به صواب
داده ای شعر بنده را تو جواب
بحث ما بحث نان و سامان نیست
بحث آب فت و فراوان نیست
بحث عشق است و میهن و آداب
بحث فرهنگ مردمی بی آب
مردمی کز سر صفا دارند
ادب و شوکت و نزاکت چند
لار خلوتگه ادیبان است
خطه قاریان قر آن است
خواهمت تا کنی دوباره نظر
جمع می باش و شاخه شاخه نپر
هان مکن ذهن خویش را تحریک
بنگر ا ز د ید ه تا نی نیک
شعر من شعر باز و روشن بود
کی به تخریب لار و میهن بود
لار هم گوشه ای از ایران است
مامن زبدگان و نیکان است
گرچه اشعار بنده ناچیز است
بیت 4 شما چرا تیز است
مسقطی بین که خوب و شیرین است
مزه شعر بنده هم این است
می خورم بنده مهوه را با نان
چون بود طرز هضم آن آسان
جلال معزی 18/9/85
با سلام :
تشکر می کنم از پاسخ تو// ولی آخر فدای آن مخ تو
نشد روشن دلیل بیت دوم// وحتی علت آن بیت سوم
دلیل ماندن در لار گفتم// زخاک و آب و آب انبار گفتم
هرآنکس شعر تو یک بار خوانَد// دلیل پاسخ من را بداند
نباشد جبررا هرگز رهایی// ولی در شعر پیجور چرایی
چرا جهرم نباشد چون شمیران؟ // ویا آباده چون شهر صفاهان
جوابی نیست بهر پرسش فوق// الا ای شاعر دانا و با ذوق