جمکده

شعر نمایشنامه و داستان- ترانه-سفارش شعر -ترانه- طنز - نمایشنامه و داستان پذیرفته می شود

جمکده

شعر نمایشنامه و داستان- ترانه-سفارش شعر -ترانه- طنز - نمایشنامه و داستان پذیرفته می شود

غر و پر

 

تا مـجال و فر صت غر می شو د

کوچه های شهرمان پر می شود

هر کسی با شیوه ای غر می زند

غر به جان  دیگران  پر  می زند

کو د کی با ضر به   پا غر شده 

ما  د رش ا ز غصه ا و پر شده

مر دکی بر همسرش غر می زند

همسری حرف از دل پر می زند

عده ای  وا مانده از اظهار  غر

دستها خالی و دل در سینه پر

شاهدی می گفت جا نا غر مزن

غر به جان مردم  تو پر  مزن

دست بردار این همه غر غر مکن

گوشمان را از صدا ها پر مکن

جان من بر جان مردم غر مزن

حرفها را با دهان پر مز ن

نیست  د ر شا ن من و تو غر زدن

حرف از جو لا ن و جیب پر زدن

گر که بنزین کم شده غر غر مکن  

یاد از بنزین و باک پر مکن  

بایدت آرام گیری غر بس است

از جهاتی  کیسه را کن پر بس است

گر زیادی غر زنی غر می شوی

مثل حوض و آ ب کر پر می شو ی

نیست دنیا گر به کامت غر  دواست ؟

غر به جان کیسه های پر دواست !

جان جانان  ( جم ) از غر کم بگو

گر نمی خواهی شوی پر کم بگو

 شهریور 1386 

 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد